روان شناسی و حوزه های وابسته

برخی روان شناسان ، روان شناسی را به این صورت تعریف می کنند: مطالعه علمی رفتار و فرایندهای ذهنی.

اما همه روان شناسان این تعریف را قبول ندارند و روان شناسی را تنها علم مطالعه رفتارهای قابل مشاهده می دانند. بنابراین ، همه روان شناسان رفتار را مطالعه می کنند. چون تعداد رفتارهای انسان بسیار متفاوت است ، بنابراین ؛ لازم است روان شناسان در شاخه های مختلف روان شناسی تخصص داشته باشند تا بتوانند رفتارهای مربوط به آن زمینه را مطالعه کنند.

شاخه های روان شناسی

روان شناسی بالینی چیست؟

با اینکه ظاهرا رسانه ها مردم را آماج تصویرهای واقعی و غیرواقعی از روان شناسان بالینی قرار داده اند ، اما مردم هنوز درک درستی از زمینهه ای تحصیلی و کار روان شناسان پیدا نکرده اند (جی.پترسون، 1995). البته با توجه به این که روان شناسان بالینی از لحاظ سن ، جنسیت ، گرایش نظری و نقش های خود یک گروه ناهمگن هستند این قضیه زیاد هم تعجب آور نیست (نورکراس، کارگ و پروچاسکا، 1997). مردم هنوز پس از گذشت این همه سال ، روان شناسان بالینی را با پزشک اشتباه می گیرند. عده ای هم چنان روان شناسی بالینی و روان کاوی را مترادف هم فرض می کنند. عده ای هم روان شناسان بالینی را پزشکانی جادوگر می دانند. و بالاخره عده ای آن ها را کمی عجیب می دانند. ولی خوشبختانه عده زیادی از مردم ، آنان را محقق ، درمانگر یا عضو انجمن های حرفه ای مشهور معرفی می کنند.

جی اچ رسنیک (1991، ص 7) در تعریف و توصیف روان شناسی بالینی تعریف زیر را از روان شناسی بالینی ارایه می دهد :

رشته روان شناسی بالینی شامل تحقیق در مورد اصول ، روش ها و رویه ها و تدریس این اصول ، روش ها و رویه ها و ارایه خدماتی در رابطه با این اصول ، روش ها و رویه ها است که امکان شناخت ، پیش بینی و تسکین ناسازگاری ها ، معلولیت ها و ناراحتی های عقلی ، هیجانی ، زیست شناختی ، روان شناختی ، اجتماعی و رفتاری را فراهم می آورند و در مورد طیف گسترده ای از مراجعان کاربرد دارند.

به نظر رسنیک ، مهارت های ضروری در روان شناسی بالینی عبارتند از سنجش و تشخیص ، مداخله یا درمان ، مشورت ، تحقیق و کاربرد اصول اخلاقی و حرفه ای. وجه ممیزه روان شناسان بالینی ، تخصص آن ها در زمینه شخصیت و آسیب شناسی روانی و قابلیت شان در ادغام علم ، نظریه و کار بالینی است.

معمولا روان شناسی بالینی را یک رشته کاربردی در نظر می گیرند. روان شناسان بالینی، اصول روان شناختی تجربی را برای رفع مشکلات افراد در زمینه سازگاری و رفتار نابهنجار به کار می برند. آن ها معمولا برای تغییر رفتارها، افکار و احساسات مراجعان، راه های موفقیت آمیزی می یابند. پس روان شناسان بالینی ناسازگاری یا بدکاری های مراجعان خود را کاهش و سطح سازگاری آنان را افزایش می دهند.

حرفه هایی که ارتباط نزدیکی با بهداشت روانی دارند

مردم عمدتا روان شناسی بالینی را با روان پزشکی و روان شناسی مشاوره اشتباه می گیرند ، بیشتر بر این دو رشته تمرکز خواهیم کرد. با بررسی کلی ، بهتر می توانیم خصوصیات منحصر به فرد رشته روان شناسی بالینی را که به آن هویت متمایز می دهند بشناسیم.

روان پزشکان

روان پزشک (psychiatrist) یک پزشک است. روان پزشکی سنت طبی دارد و جزئی از  رشته پزشکی است. در نتیجه روان پزشکان غالبا از قدرت و پایگاه رشته پزشکی برخوردارند هر چند سنت فکری آنان وامدار کارها و آثار غیر پزشکی فروید ، یونگ ، آدلر و دیگران است. با این که این افراد پزشک بودند ولی سنت پزشکی را رها کردند و نظام فکری روان کاوی را بنا بنهادند که رابطه بسیار کمی با پزشکی دارد. روان پزشکی در لفظ و در عمل در سلسله مراتب حرفه ای بهداشت روانی نقش برتری دارد و بخش اعظم استدلال ها و بحث های این حرفه بر زمینه های پزشکی آن استوار است.

روان پزشکان به خاطر آموزش های پزشکی خود گاهی نقش پزشک را بازی می کنند. آن ها دارو تجویز می کنند ، امراض جسمی را درمان می کنند و معاینات بدنی انجام می دهند. روان پزشکان در کنار تمرکزشان بر روان درمانی و تشخیص روان پزشکی ، در درمان مشکلات روانی بیماران خود ار داروهای مختلف خیلی استفاده می کنند. وانگهی آموزش های پزشکی باعث می شود در تشخیص مشکلات طبی دخیل در ناراحتی های روانی بیماران مهارت بیشتری داشته باشند. اما حتی این ویژگی های سنتی نیز که وجه تمایز روان پزشکان و روان شناسان بالینی هستند به تدریج کم رنگ تر خواهند شد.

روان پزشک پس از اخذ مدرک پزشکی و اتمام دوره کارورزی طب عمومی که برای تمام پزشکان ضروری است در یک دوره رزیدنسی سه تا چهار ساله ، آموزش روان پزشکی می بیند. در این دوره کارآموزی ، تحت نظر متخصصان مربوطه در بیمارستان و خارج از بیمارستان با بیماران کار می کند و گاهی در سمینارها ، جلسات مطالعه (مقالات و کتب)، بحث و دیگر فعالیت های مربوطه شرکت می کند. مدت و مقدار کار عملی رسمی روان پزشکان متغیر است ولی آموزش اصلی در آن عبارت است از درمان بیماران زیر نظر یک روان پزشک با تجربه تر.

در صفحه انجمن روان پزشکی آمریکا ، روی شبکه وب (web) در مورد روان پزشک گفته شده است :

روان پزشک آموزش دیده است تا مشکلات ظاهرا روانی را که عمدتا تظاهر یک بیماری روان پزشکی-طبی هستند تشخیص بدهد. اگر چه روان پزشکان آموزش روان درمانی دیده اند ولی می توانند سوابق پزشکی بیماران را نیز بررسی کنند ، آنان را معاینه کنند ، نتیجه و جواب آزمایشگاه را تحلیل نمایند ، سابقه پزشکی بگیرند و دارو تجویز کنند. هم چنین در زمینه شیمی و زیست شناسی عملکرد و تعامل داروها ، آموزش تخصصی دیده اند.

روان شناسان بالینی بر خلاف روان پزشکان معمولا آموزش پزشکی اندکی می بینند و بخش عمده آموزش آنان در زمینه رفتار انسان و

سنجش کارایی روانی و روش های علمی تحقیق است (کیسلر ،1997).

البته روان پزشکی دیگر آن شان و شهرت سابق را ندارد. به طور کلی از سال 1970 به این طرف تعداد فارغ التحصیلان پزشکی که تخصص روان پزشکی را بر می گزینند کم شده است (سیرلز و تیلور، 1995). در سال 1994 فقط 4/3% از فارغ التحصیلان پزشکی ، تخصص روان پزشکی را انتخاب کردند که بعد از سال 1929 کمترین میزان بوده است (سیرلز و تیلور، 1995).

روان شناسان مشاور

روان شناسان مشاور کارهای مشترک زیادی با روان شناسان بالینی دارند. روان شناسان مشاور از دیرباز با افراد نابهنجار یا کسانی کار می کرده اند که ناسازگاری های خفیفی داشته اند. آن ها مشاوره گروهی یا مشاوره فردی انجام می دهند. روش اصلی آنان در سنجش نیز معمولا مصاحبه است هر چند آزمون نیز می گیرند (آزمون هایی چون سنجش توانایی ها ، شخصیت ، علایق و استعداد شغلی). از لحاظ تاریخی، مشاوره های شغلی و تحصیلی زیادی نیز انجام داده اند. این اواخر ، بسیاری از روان شناسان مشاور از فنون شناختی-رفتاری و حتی بازخورد زیستی نیز استفاده کرده اند.

روان شناسان مشاور از قدیم در مراکز آموزشی خصوصا در کالج ها و دانشگاه ها استخدام می شده اند. ولی (مثل روان شناسان بالینی) در بیمارستان ها ، مراکز توان بخشی ، درمانگاه های بهداشت روانی و صنایع نیز کار می کنند.

روان شناسان مشاور به طور کلی در این فعالیت ها شرکت می کنند: (الف) پیش گیری (ب) مشورت (ج) تنظیم برنامه های امدادی (د) مشاوره/درمان کوتاه مدت یک تا پانزده جلسه ای (تیپتون، 1983). با این حال مشاوران جوان بیش از پیش در اموری چون روان درمانی که به طور سنی کار روان شناسان بالینی است دخالت می کنند. در حال حاضر آنان علاقه کمتری به مشاوره شغلی و حرفه ای نشان می دهند (فیتزجرالد و اوسیپو، 1988) و روز به روز علاقه بیشتری به کار خصوصی پیدا می کنند (زوک و والتون، 1989).

با وجود شباهت های روان شناسی مشاوره و روان شناسی بالینی ، این دو رشته تفاوت هایی نیز دارند (سایت، ماین و نورکراس، 1998). رشته روان شناسی بالینی از لحاظ تعداد برنامه های آموزشی مقطع دکترا و تعداد متخصصان دارای مدرک دکترا خیلی گسترده تر از رشته روان شناسی مشاوره است. برنامه های آموزشی در مقطع دکترا در این رشته تقریبا سه برابر رشته مشاوره است و فارغ التحصیلان دروه های تکمیلی آن چهار برابر است. در گروه های روان شناسی ، تعداد برنامه های آموزشی مشاوره کمتر از تعداد برنامه های آموزش روان شناسی بالینی است. و بالاخره روان شناسان مشاور بیشتر به مراجعانی خدمات می دهند که اختلال یا ناسازگاری شان خفیف است و عمدتا در زمینه سنجش شغلی و حرفه ای تخصص دارند.

سایر متخصصان بهداشت روانی

مددکاران اجتماعی روان پزشکی. فعالیت های حرفه ای مددکاران اجتماعی روان پزشکی غالبا شبیه فعالیت های روان پزشکان و روان شناسان بالینی است. بسیاری از آن ها روان درمانی انفرادی و گروهی انجام می دهند و در فرایند تشخیص شرکت می کنند.

مددکاران اجتماعی قبلا به نیروهای اجتماعی و عوامل بیرونی دخیل در مشکلات بیماران می پرداختند. مددکار اجتماعی شرح حال می گیرد ، با کارفرماها و بستگان بیماران مصاحبه می کند، شرایط کاریابی برای مراجعان را مهیا می کند و با والدین بیماران مشاوره می کنند.

شاید ارتباط نزدیک روان پزشکان و روان شناسان باعث شده بسیاری از مددکاران اجتماعی از تمرکز خود بر عوامل محیطی و اجتماعی کم کنند و مثل همکاران خود به عوامل درونی و روان شناختی بیشتر توجه کنند. به هر حال هم اکنون ظاهرا بسیاری از مددکاارن اجتماعی روان پزشکی از عوامل روان کاوانه دوری می جویند و دوباره مثل سابق به عوامل اجتماعی و خانوادگی دخیل در آسیب های روانی توجه می کنند.

خصوصیت اصلی مددکاران اجتماعی ، درگیر شدن شدیدشان با زندگی روزمره بیماران و فشارهای روانی آنان است. احتمال مراجعه آنان به خانه ها ، کارخانه ها یا خیابان ها – یعنی محل زندگی بیماران – بیشتر است. مددکاران اجتماعی نقش فعالی دارند و گرایش کمتری به ارایه تعمیم های نظری و انتزاعی بر اساس زندگی مراجعان خویش نشان می دهند.

روان شناسی خانواده. مسائل زن و شوهرها ، به ویژه آنهایی را که می خواهند از یکدیگر جدا شوند ، مطالعه می کنند. روان شناسان خانواده ، زن و شوهر را راهنمایی می کنند تا درباره مسائل مربوط به فرایند جدایی به تفاهم برسند ، مثل ، نگهداری کودکان ، تامین هزینه ها ، شبانه روزی کردن کودکان ، مواد غذایی و…

روان شناسان مدرسه. با مربیان و مدرسان کار می کنند تا زمینه ساز رشد عقلی ، اجتماعی و هیجانی بچه مدرسه ای ها شوند. برای رسیدن به این هدف نیز در طراحی محیط و فضای آموزشی مدارس به اولیای مدارس کمک می کنند. آنها غالیا به ارزیابی کودکان می پردازند و در مواقع ضروری ، برنامه ها ، درمان ها یا تعیین جاهای لازم را تدارک می بینند. روان شناسان مدرسه همچنین با معلمان و اولیای مدارس در مورد خط مشی مدرسه یا نحوه اداره کلاس ها مشورت می کنند.

روان شناسی تربیتی. سعی می کند شرایط کلاس را به بهترین حد مطلوب برساند تا یادگیری آسان صورت گیرد. با این همه ، در روان شناسی تربیتی معمولا بر بهبود و برنامه ریزی کلاس ها و روش های تعلیم و تربیت بیشتر توجه می شود ، نه بر شناسایی دانش آموز و کمک به رفع دشواری های یادگیری آنان. در روان شناسی تربیتی ، به مسائل نظری یادگیری ، ارزشیابی و رشد کودک می پردازد.

روان شناسی رشد. در روان شناسی رشد ، درگرگونیهای جسمی ، عاطفی ،شناختی و اجتماعی دروان زندگی مطالعه می شود. در این شاخه از روان شناسی سعی می کنند آثار نسبی توارث (طبیعت) و محیط (فرهنگ) را بر انواع خاص رشد روشن سازند و عوامل موثر بر زندگی فرد را کشف کنند. روان شناسان رشد درباره موضوعهای بسیار متنوع تحقیق می کنند ، از جمله اثر مصرف آسپیرین یا هروئین بر جنین ، نتایج روشهای مختلف تربیت فرزندان ، تعارض های نوجوانی ، بحرانهای میان سالی و عواملی که موجب سازگاری سالمندان می شوند.بحرانهای میان سالی و عواملی که موجب سازگاری سالمندان می شوند.

روان شناسان توان بخشی. محور تحقیقات و اقدامات روان شناسان توان بخشی، کسانی هستند که معلولیت جسمی یا شناختی دارند.

معلولیت ممکن است ناشی از ضایعات مادرزادی یا بیماری ها و صدمات پس از تولد باشد. روان شناسان توان بخشی به افراد کمک می کنند تا معلولیت ها و موانع جسمی ، روانی ، اجتماعی و محیطی از آن ها کنار بیایند. محل اصلی کارشان هم مراکز توان بخشی و بیمارستان ها است.

روان شناسی شخصیت. ویژگیها یا صفات انسان را تعریف می کند و عوامل موثر بر فرایندهای تفکر ، هیجان و رفتار بهنجار و نابهنجار را تعیین می کند. در روان شناسی شخصیت مخصوصا موضوع هایی مانند اضطراب ، پرخاشگری و نقش های زنان و مردان را مطالعه می کنند.

روان شناسان سلامتی. با تحقیقات و اقدامات خود به پیشبرد و حفظ سلامتی افراد کمک می کنند. در ضمن پیش گیری و درمان نیز انجام می دهند. این افراد با طراحی ، اجرا و بررسی برنامه های مختلف به مردم در ترک سیگار ، کنترل فشارهای روانی ، کم کردن وزن یا حفظ تناسب اندام شان کمک می کنند. آنان در سازمان هایی به کار گرفته می شوند که برای سلامتی کارکنان و اعضای خود ارزش قایلند.

روان شناسی اجتماعی. ماهیت و علتهای افکار ، هیجان ها و رفتار آشکار فرد در موقعیت های اجتماعی را مطالعه می کند. روان شناسی اجتماعی ، سعی می کند عوامل اجتماعی یا خارجی موثر بر رفتار را مطالعه کند. روان شناسان اجتماعی موضوع های متعددی را مطالعه می کنند، از جمله رشد و تغییر نگرش ، جذب و همدلی متقابل بین اشخاص ، ماهیت نقش های جنسی و قالبهای ذهنی ، اطاعت از قدرت ، همرنگی با جماعت و فرایندهای تصمیم گیری گروهی.

روان شناسی صنعتی و سازمانی. روان شناسی صنعتی؛ روابط بین افراد و کار را مطالعه می کند. در صورتی که روان شناسی سازمانی ، رفتار افراد را در داخل سازمان ها ، مثلا در داخل کارخانه یا موسسه مورد بررسی قرار می دهد. روان شناسان صنعتی و سازمانی سعی می کنند شرایط کار در کارخانه یا موسسه را بهبود بخشند و از این طریق بازده را بالا ببرند. این روان شناسان ، حتی در مصاحبه و استخدام کارکنان جدید ، می توانند به صاحبان شرکت ها کمک کنند.

روان پرستاران. در سال های اخیر نقش های دیگر دست اندرکاارن بهداشت روانی نیز افزایش یافته است. ما مدت هاست که روان پرستاران آشانا هستیم. از آنجا که روان پرستراان ارتباط نزدیکی با بیماران دارند علاوه بر این که می توانند در مورد میزان انطباق آنان با بیمارستان اطلاعات مناسبی بدهند. نقش بسیار حساس و مهمی نیز در ایجاد یک محیط درمان بخش مناسب دارند. روان پرستاران و کسانی که زیر نظرشان هستند از طریق همکاری با روان پزشک و روان شناس بالینی می توانند توصیه های درمانی را اجرا کنند.

جدول 1-1. فعالیت های روان شناسان بالینی

فعالیت درصد افراد درگیر در سال 1995
روان درمانی

تشخیص / سنجش

تدریس

نظارت بالینی

تحقیق / نگارش

مشورت

امور اجرایی

84

74

50

62

47

54

52

جدول 2-2. گرایش های نظری روان شناسان بالینی

گرایش سال 1995 – درصد
رفتاری

شناختی

التقاطی / ادغامی

انسان گرایانه (وجود گرایانه و گشتالتی)

میان فردی

روان پویشی

راجرزی

سالیوانی

نظام گرا

سایر گرایش ها

13

24

27

3

4

18

1

1

4

5

منبع :

– مهرداد فیروز بخت با همکاری دکتر سیف اله هاری (مترجم)، روان شناسی بالینی (مفاهیم، روش ها و حرفه)، تالیف ای.جری فیرس – تیموتی جی . ترال،انتشارات رشد، تهران، 1393.

– حمزه گنجی، مبانی روان شناسی عمومی، نشر روان، تهران، 1393.

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *