انتخاب های تربیتی

اکثر تصمیم گیری های مهم زندگی خردسالان توسط والدین انجام می شوند. برخی از این تصمیم گیری های مهم عبارتند از: تصمیم گیری در مورد تغذیه، برخورد متفاوت با بچه ها متناسب با جنسیت آنان، و آموزش توالت رفتن.

تغذیه اطفال

افرادی که تازه پدر و مادر شده اند با این که به بسیاری از توصیه های صاحب نظران گوش می دهند اما برنامه غذایی مورد نظر آنان را رعایت نمی کنند (استلین[1]، 1995). آکادمی پزشکی اطفال آمریکا (1992) توصیه می کند اطفال بین 6تا12 ماهگی با شیر مادر تغذیه شوند. تغذیه با شیر مادر برای اطفال و مادرش فواید مهمی دارد (لاورنس، 1991). شیرمادر غذای طبیعی بچه های انسان است و تمام مواد غذایی مورد نظر آنان جز احتمالا ویتامین D را تامین می کند (ویتنی و همکارانش، 1994). در اطفالی که با شیر مادر تغذیه شده اند بندرت کمبود ویتامن D دیده می شود چون این ویتامین با قرار گرفتن کافی در معرض نور خورشید هم تامین می شود (استیلمن، 1995).

  • فواید شیر مادر

شیر مادر حاوی مواد مغذی خاصی است که در شیر خشک یافت نمی شود. در شیر مادر آنتی بادی هایی یافت می شود که اطفال را در برابر بیماری های روده مقاوم می کنند و همچنین برخی مصونیت ها از طریق شیر مادر به اصفال منتقل می شوند(براون، 1995). در شیر مادر مواد شیمیایی خاصی وجود دارد که به جذب آهن کمک می کنند. پروتئین شیر مادر برای متابولیسم نوزاد مناسب و جذب و هضم چربی شیر مادر آسانتر است(استلین، 1995). برخی شواهد مقدماتی نیز نشان می دهند که بین تغذیه با شیر مادر و رشد عصب شناختی اطفال رابطه ای هست (لوکاس، مورلی، کوله، لیستر و لسون-پین، 1992). اطفالی که شیر مادرشان را می خورند واکنش های آلرژیک کمتری (مثل، آسم، خس خس، و بثورات جلدی) دارند(رالفز، دی براین و ویتنی، 1998). برخی شواهد نشان می دهند که مصرف شیر مادر جلوی بروز برخی بیماری های مزمن مثل دیابت را می گیرد و وضعیت سلامتی افراد را بهتر می کند مثلا عفونت های گوش را کم می کند(هاینیگ و دوی، 1996).

تغذیه با شیر مادر، فواید روان شناختی هم دارد. ارتباط نزدیک مادر و کودک باعث تشکیل و تحکیم پیوند مادر-نوزاد می شود و نیاز کودک به ارتباطی گرم و تماس جسمی را رفع می کند. البته با شیر خشک هم می توان اطفال را بزرگ کرد(اشمیت، 1979). ترکیب شیر خشک شبیه ترکیب شیر مادر است اما دقیقا مثل شیر مادر نیست. ترکیب شیمیایی دقیق شیر مادر هنوز ناشناخته مانده است(استلین، 1995). چون نیازهای غذایی و روانی اصفال بطور معمول با مکیدن شیر مادر رفع می شوند، در تغذیه با سرشیشه باید دقت و وسواس بیشتری به خرج داد. مادر باید بچه را آن قدر به خودش نزدیک کند تا فرزندش تماس بدنی داشته باشد. اگر چه اکثر مادران می توانند با پستان خود به فرزندشان شیر بدهند(براون، 1995) اما در صورت مصرف دارو باید با شیشه به فرزندشان شیر بدهند. مادرانی که به فرزندشان شیر می دهند باید مراقب رژیم غذایی خود باشند و با شیر خود کافئین، الکل، و آلاینده های محیطی را به فرزندشان منتقل نکنند(براون، 1995).

  • چرا بعضی از مادران به فرزندان خود شیر نمی دهند!

بسیاری از مادران برای مدتی طولانی به فرزندشان شیر نمی دهند و اکثرشان 4ماه بعد شیر دادن را قطع می کنند. اما مادرانی که از همان ابتدا اطلاعاتی در مورد تغذیه با شیر مادر را دریافت می کنند و این اطلاعات برای آنان تکرار می شود بیشتر احتمال دارد تغذیه با شیر مادر را برگزینند و آن را تا مدت بیشتری ادامه دهند(ساندرز و کارول، 1988). پس آموزش نقش مهمی در افزایش درصد مادرانی که به فرزندشان شیر می دهند دارد.

تفاوت های جنسیتی: نگاه پدر و مادرها به دختران و پسران

اولین خبری که به پدر و مادرها می دهند جنسیت نوزاد است. اولین چیزی هم دیگران پس از تولد نوزادان می پرسند جنسیت آنها است(آینتونز-پترسون و ردل، 1984). اما جنسیت چقدر در طرز برخورد والدین با اطفال نقش دارد؟ آیا از همان بدو تولد تفاوت های جسمی وجود دارد؟

تفاوت های جنسیتی در بدو تولد: در بدو تولد، نوزادان پسر بطور متوسط حدودا 2% بلند قدتر و 5% سنگین تر از نوزادان دخترند(دولی و پالودی، 1991). رسش دخترها در هنگام تولد بیشتر است و سریع تر رشد می کنند. دخترها در بدو تولد از لحاظ استخوان بندی 4هفته جلوتر از پسرها هستند(تانر، 1970). و سریع تر از پسرها به ویژگی های اصلی حرکتی می رسند. دخترها بوط معمول زودتر از پسرها نشستن، راه رفتن، توالت رفتن و حرف زدن را شروع می کنند(کالات، 1980). یک تفاوت دیگر این است که اطفال مونث رفتارهای موزون بیشتری انجام می دهند مثل مکیدن و لبخند زدن(فلدمن، برادی و میلر، 1980). اما پسر بچه ها از لحاظ حرکت ماهیچه ای بزرگ مثل لگدزدن از دختربچه ها پیش هستند. همچنین قدرت ماهیچه ای بیشتری دارند و در بدو تولد سر خود را می توانند بیشتر بلند کنند(کورنر، 1973). در پایان اولین سال، پسرها سطح قعالیت بیشتری دارند ولی چون این نتیجه گیری از طریق مشاهده به دست آمده است امکان سوگیری نیز در آن وجود دارد.

این تفاوت های اولیه فیزیکی و رشدی ممکن است بر رفتار پدر و مادرها تاثیر بگذارد و در نتیجه بر مقدار تفاوت های مزبور افزوده شود. دخترهایی که از لحاظ رشدی جلوترند ممکن است پایخده تر باشند. آنها با نشستن، راه رفتن یا حرف زدن زودهنگام خویش می توانند از والدینشان تقویت بیشتری دریافت دارند. جلو بودن در رشد می تواند توجه دیگران را بیشتر جلب کند و زمینه ساز تعاملات مختلف با مراقبان کودک شود.

  • نوزادان پسر و دختر از لحاظ جسمی چه تفاوت هایی دارند؟

اما برخوردهای متفاوت والدین با فرزندان خردسال بیشتر معلول انتظارات متفاوتی است که از دو جنس مونث و مذکر دارند تا تفوت های واقعی. برای مثال حتی وقتی پسرها و دخترها از لحاظ هیکل، وزن و شرایط جسمانی برابرند، دخترها از نظر والدین ضعیف تر و مریض احوال ترند و پسرها قوی تر و سالمتر(روبین، پروونزانو و لوریا، 1974). وقتی از پدر و مادرهایی که هنوز فرزندان تازه متولد شده خود را در آغوش نکشیده بودند و فقط آنها را از پشت شیشه های شیرخوارگاه بیمارستان دیده بودند خواسته شد فرزندشان را توصیف کنند، پدر و مادرها پسران خود را هوشیارتر و قوی تر و دخترها را ظریف تر می دیدند(روبین و همکارانش، 1974).

برخی شواهد نشان می دهند که برچشب زدن در طول دوران طفولیت و خردسالی ادامه می یابد. وقتی فیلم های ویدیویی کودکان 17ماهه به بزرگسالان نشان داده شد و جنسیت بچه ها را نیز به آنان گفتند، مردها بچه هایی را که برچسب پسر به آنها زده شده بود با اصطلاحاتی قالبی همچون «مستقل»، «پرخاشگر» و «فعال» توصیف می کردند(میر و سوبیزک، 1972). اما وقتی همان اعمال را دخترها انجام می دادند صفات «ظریف»، «منفعل» و «وابسته» به آنها می دادند. در مطالعه ای دیگر، اطفال 13ماهه را در هنگام بازی در گروه تحت نظر گرفتند. اگر چه در زمینه جسارت یا تلاش برای ارتباط برقرار کردن با بزرگسالان تفاوت های جنسیتی دیده نمی شد اما بزرگسالان به رفتارهای جسورانه پسرها بیشتر توجه می کردند. همچنین به شیوه های خفیف تر ارتباطی دخترها بیشتر توجه می کردند. 11ماه بعد، تفاوت های جنسیتی بچه ها از این قرار بود که پسرها جسورتر بودند و دخترها با بزرگسالان بیشتر حرف می زدند(فاگوت، هاگان، لاینباخ و کرونسبرگ، 1985).

با بزرگتر شدن پسران و دختران این تفاوت ها چشمگیرتر می شوند. مهارت های حرکتی بزرگ پسران در بازی های فیزیکی بیشتر تقویت می شوند(اسمیت و لوید،1978). به پسرها بیش از دخترها اجازه می دهند به تنهایی بازی کنند(فاگوتريال 1978). حتی محیط فیزیکی فراهم شده در دوران طفولیت و خردسالی نیز برای کودکان فرق دارد. در محیط پسرها وسایل ورزشی بیشتری وجود دارد و به آنها اسباب بازی های موتوری کوچک و بزرگ بیشتری م یدهند. به دخترها بیشتر اسباب بازی و وسایل خانه بچگانه داده می شود. به دخترها لباس های صورتی و رنگارنگ بیشتری می پوشانند و پسرها بیشتر لباس های آبی، قرمز و سفید می پوشند(پومرلیو، بولداک، مالکویت و کاست، 1990).

برخی از تحقیقات نیز حاکی از وجود الگوهای متفاوت تقویت اند. برای مثال دخترها بیشتر تحسین می شوند و بیشتر مورد انتقاد قرار می گیرند(فاگوت، 1978). پدر و مادرها بیشتر احتمال دارد جلوی بازی های پسران را بگیرند. وقتی پسرها مشغول بازی با مکعب ها هستند بازخورد مثبت تری به آنان می دهند و در صورت بازی کردن پسران با عروسک ها، بازخوردهای آنها منفی تر می شود. بازخوردهای والدین وقتی دخترها وسایل را دستکاری می کنند

بیش از زمانی که پسرها این کار را می کنند منفی است. وقتی دختربچه ها فعالیت های حرکتی شدیدی چون دویدن، پریدن و بالا رفتن را انجام می دهند از آنها بیشتر ایراد می گیرند. در ضمن واکنش والدین در برابر تقاضای کمک دخترها مثبت تر است.

پدر و مادرها غالبا برای پسرها و دخترها اسباب بازی های متفاوتی می خرند. وقتی فیلم ویدیویی باز یپدر و مادرها با بچه های یکی دو ساله بررسی شد، هیچ تفاوتی در زمینه تقویت پسرها و دخترها برای انجام بازی های پسرانه یا خنثی دیده نشد(آیزنبرگ، ولچیک، هرناندز و پاسترناک، 1985). اما جنسیت کودکان در انتخاب اسباب بازی ها توسط والدین در حین بازی ها موثر بود. والدین برای پسرها اسباب بازی های پسرانه تری انتخاب می کردند و برای دخترها اسباب بازی های خنثی تری. در نتیجه، انتخاب اسباب بازی والدین (نه تقویت های آنان) با انتخاب بازی کودکان رابطه داشت. والدین نه فرزندانشان را برای بازی با اسباب بازی هایی که آنان انتخاب می کردند علنا تشویق می کردند و نه علنا آن ها را از این کار باز می داشتند. بلکه با انتخاب وسایل بازی، فرزندان خود را به سوی برخی اسباب بازی ها سوق می دادند یا آن ها را از بازی با برخی دیگر منع می کردند.

این حققیت هم که والدین و کودکان در صورت برخورداری از حق انتخاب، اسباب بازی های هم جنس های خود را انتخاب می کنند، در مشاهده روابط والدین و کودکان 18 تا 23ماهه در هنگام بازی ثابت شد(کالدرا، هوستون و اوبراین، 1989). در این بررسی از پدر و مادرها و بچه های آنان خواسته شد با 6نوع اسباب بازی متفاوتی که در اختیار داشتند بازی کنند. برخی از این اسباب بازی ها پسرانه(قطار و مکعب های چوبی) بودند و برخی دخترانه(عروسک و وسایل آشپزخانه) و برخی خنثی(پازل و دستگاه های تفکیک شکل). هر یک از این اسباب بازی ها جعبه داشتند و والدین و بچه ها از آن که به آنان گفته می شد اسباب بازی مورد نظر کنار بگذارند و به سراغ اسباب بازی های دیگر بروند حق داشتند 4دقیقه با آن اسباب بازی ها بازی کنند.

با وجود اجباری بودن اسباب بازی در آن 4دقیقه و کنترل دخالت والدین، خردسالان با اسباب بازی هایی که به طور کلیشه ای متعلق به جنس مقابل بود کمتر سروکله می زدند و اسباب باز یهای جنس مخالف خود را بیش از اسباب بازی های خنثی یا اسباب بازی های مربوط به جنس خودشان کنار می گذاشتند. والدین هم بیشتر بر اساس تصورات جنسیتی قالبی با اسباب بازی ها بازی می کردند. البته آنها صریحا فرزندشان را از بازی با اسباب بازیهای جنس مقابل باز نمی داشتند. هر چند برخی از آنها وقتی فرزندشان با اسباب بازی های جنس مقابل بازی می کرد در هدایت و راهنمایی وی دچار مشکل می شدند و از این کار اکراه داشتند. پدری که هنگام بازی با دخترش، جعبه کامیون ها را باز کرد گفت «ظاهرا باید پسرها را در این تحقیق بررسی می کردند» و درب جعبه را بست و به سراغ عروسک ها رفت. این گرایش هم در پدرها دیده می شد و هم در مادرها.

  • تحقیقات حاکی از اندک بودن تفاوت های جنسیتی در بدو تولدند ولی پدر و مادرها تصور می کنند پسر و دخترها خیلی با هم فرق دارند.

تعامل والدین و کودکان نیز بر انتخاب نوع اسباب بازیها تاثیر می گذاشت. پدر و مادرها هنگام بازی کردن فرزندشان با اسباب بازیهای پسرانه خصوصا کامیون ها کمتر از آنها سوال می کردند و از فرزندشان فاصله بیشتری می گرفتند. همچنین بیشتر صداهای حاکی از هیجان و اشتیاق از خودشان درمی آوردند تا اظهارنظر. اما در هنگام بازی کردن فرزندشان با اسباب بازیهای دخترانه به آنها نزدیکتر می شدند و تعاملات کلامی بیشتری در قالب سوال و اظهارنظر با آنها برقرار می کردند. در هنگام بازی کردن فرزندشان با اسباب بازیهای خنثی مثبت ترین و اطلاع دهنده ترین گفتگوها در می گرفت. این یافته ها، نکاتی را در مورد اسباب بازیهای خنثی روشن می کنند. ظاهرا به نظر والدین اسباب بازیهایی چون پازل ها ئ دستگاه های تفکیک شکل با رشد شناختی مرتبطند. بطور کلی پدرها بیش از مادرها به انجام رفتارهای متناسب با جنسیت توسط بچه ها توجه دارند و بیشتر احتمال دارد به پسری که با عروسک ها و اسباب بازی های دخترانه بازی می کند بازخورد منفی بدهند.

از تحقیقات مربوط به تفاوت های جنسیتی در دوران طفولیت و خردسالی 3نتیجه مهم می توان گرفت: 1.آنکه نوزادان دختر و پسر در بدو تولد تفاوت های جنسیتی اندکی دارند. 2. شباهت رفتارهای پسرها و دخترها بیش از تفاوت های آنها است هر چند در نهایت ممکن است تفاوت ها اهمیت بیشتری پیدا کنند. اگر چه پدر و مادرها به پسران و دختران خود محبت می کنند ولی بطور کلی از آنها به یک اندازه توقع پرخاشگری ندارند. با این حال شواهدی وجود دارند مبنی بر اینکه پدر و مادرها حتی در همان روزهای نخست زندگی، الگوهای رفتاری متفاوتی را تقویت می کنند. پدر و مادرها، پسرها را بیشتر برای انجام بازی های جسمی تقویت می کنند و دختربچه ها را برای کمک خواستن و کمک کردن. و3. اگر چه والدین غالیا افکار قالبی جنسیتی خود را به زبان نمی آورند ولی آنها را در رفتارهای خود با کودکان و سلیقه هایشان در انتخاب اسباب بازی ها بروز می دهند. پدرها بیش از مادرها در تقویت رفتارهای کلیشه ای متناسب با جنسیت(خصوصا در مورد پسرها) جدیت به خرج می دهند. پدر و مادرها غالبا متئجه نحوه تاثیرگذاری خود بر رشد فرزندان خردسالشان نیستند و اگر می خواهند فرصتی برای بروز تواناییهای فرزندانشان به آنها بدهند باید به این قضیه بیشتر توجه کنند.

آموزش توالت رفتن

در میان برخوردهای مختلفی که با کودکان خردسال می شود ظاهرا به آموزش توالت رفتن بیش از موارد دیگر توجه شده است. یکی از رایجترین سوالات در این زمینه، زمان شروع این آموزش است. گاهی خردسالان در دومین سال زندگی خویش احساساتی پیدا می کنند که به آنها اجازه می دهد مدفوعشان را کنترل کنند اما علاوه بر ظرفیت زسشی لازم برای منترل عضلات، عوامل فردی و محیطی نیز در توالت رفتن کودکان نقش دارند. برخی از کودکان کثیف بودن را دوست ندارند. عده ای هم می بینند دوستانشان پوشک نمی پوشند. به همین دلیل خیلی راحت و سریع آداب توالت رفتن را یاد می گیرند. آموزش عده ای هم وقت بیشتری می برد و فراز و نشیبهای زیادی دارد. در صورت آماده بودن کودک از لحاظ رسشی، آموزش توالت رفتن وقت زیادی نمی گیرد. می توان آنها را کنار لگن بچه برد و روش های لازم را به آنها آموخت و ضمن تشویق آنها از تقویت اجتماعی استفاده کرد. باید حداقل فشار ممکن را به کودکان وارد آورد و این را در نظر گرفت که بعضی از کودکان زودتر از دیگران آماده توالت رفتن می شوند.

بعضی از پدر و مادرها آموزش توالت رفتن را از وقتی شروع میکنند که فرزندشان هنوز نمی فهمد چه انتظاری از او می رود و به همین دلیل فرزندشان تمایلی به این کار نشان نمی دهد. توانایی توالت رفتن بندرت پیش از 15 تا18 ماهگی در بچه ها ایجاد می شود و حتی گاهی تا 24 الی 30ماهگی و پس از آن نیز در کودکان ایجاد نمی شود(لیبرمن، 1993). برخی از خردسالان با بیان اینکه مدفوع دارند خودشان عملا آموزش توالت رفتن را شروع می کنند. شروه زودهنگام این آموزش ها می تواند باعث ناراحتی و منفی کاری خردسالان شود و حتی این فرایند را کندتر کند. در جریان بک بررسی، برای یکی از دوقلوها در هر زوج از دوقلوها آموزش توالت رفتن از 2ماهگی شروع شد و به خواهر یا برادرهای آنها فرصت بیشتری داده شد(مک گراو، 1940)، آموزش زودهنگام کمکی به این کودکان نکرد؛ اما کودکانی که آموزش آنها به تعویق افتاده بود خیلی سریع تر آداب توالت رفتن را فرا گرفتند و خیلی زود به سایرین رسیدند.

آموزشی که دیرتر شروع می شود سریع تر تمام می شود(سیرز، مککوبی و لوین، 1957). بهترین روش آن است که آموزش را هر وقت کودک آماده است شروع کنیم. برخی از والدین اهمیت زیادی برای آموزش زودهنگام توالت رفتن قایلند. اما این توقع که یک کودک یکی دو ساله روزها و شبها اصلا خودش را کثیف نکند نه تنها انتظاری بی جا، بلکه انتظاری مخرب است. چون باعث می شود وقتی بچه ها تصادفا خودشان را خراب میکنند پدر ومادرها از آنها انتقاد نمایند. سنی که کودک در آن آمادگی کافی برای توالت رفتن را بدست می آورد به شرایط وی بستگی دارد. بچه ها کنترل مدفوع را پیش از کنترل ادرار یاد می گیرند. همچنین کنترل مدفوع در روز را پیش از کنترل آن در شب می آموزند(اویل، هارپر و رایدر، 1968). دختران در این زمینه قدری از پسرها جلوترند.

  • خردسالانی که دیرتر آموزش توالت رفتن می بینند، سریع تر این آموزش ها را یاد می گیرند. بندرت کودکی قبل از 2سالگی آمادگی لازم برای توالت رفتن را پیدا می کند.

منبع:
کاپلان، پاول اس (1393). سفر پرماجرای کودک(روان شناسی رشد). مترجم: فیروزبخت، مهرداد. تهران: موسسه خدمات فرهنگی رسا

[1]. stehlin

اشتراک گذاری

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *